تبليغاتX
یک نگاه
نگاهی گذرا به افکارو سلایق من
وبلاگ ۱۰ ساله شد!

پدیده وبلاگ در ۱۷ دسامبر سال ۱۹۹۷ پا به عرصه وجود گذاشت، پدیده ای که در ۱۰ سال گذشته توانست تحولی در چهره شبکه ایجاد کند.

به نقل از آفتاب امروز

+ نوشته شده در  86/10/01ساعت 16:10  توسط لیلا اخوان تویسرکانی  | 



هویت فرهنگی ملل مختلف جهان، موضوع حافظه جهانی است. این حافظه گذشته و حال را به هم گره می زند و آینده را نیز ترسیم می كند. میراث مستند بخش مهمی از این حافظه را تشكیل داده و تنوع انسان، زبان و فرهنگ ها را متبلور كرده است.
این حافظه بسیار حساس و شكننده است و در پاره ی موارد، در معرض فراموشی قرار گرفته است. گاهی اسناد ارزشمند و منحصر به فرد و در مواردی، كل موجودی یك كتابخانه یا بیگانی در اثر حوادث از بین رفته یا می رود. امروزه بخش دیگری از این میراث و حافظه بشری به عللی از جمله فرسودگی، سهل انگاری یا سیر عوامل طبیعی یا مصنوعی در شریطی قرار دارد كه هر لحظه احتمال نابودی آنها می رود.
یونسكو به منظور عمل به مسئولیت خود در حفظ ین قبیل میراث، در سطح جهان، به این نتیجه رسید كه طرح یك برنامه فوری بری حفظ حافظه مستند جهانی ضروری است. ازاین رو، در سال 1992 برنامه "حافظه جهانی" را اجرا كرد. برنامه حافظه جهانی به عنوان رهیافتی جدید بری یجاد تسهیل در حفظ‌ میراث بشری از طریق به كارگیری فن آوری هی مناسب در سطح جهان تدوین شده است. آگاهی بخشیدن در زمینه اهمیت موضوع و تقویت برنامه حافظه جهانی بری عموم ملت ها از ااهداف یونسكو است. كمیسیون ملی یونسكو در یران به عنوان نهاد رابط بین یونسكو و سازمان های داخلی با تشكیل كمیته ملی حافظه جهانی تلاش دارد تا با بیان اهمیت موضوع با همكاری دستگاه هی ذیربط به برنامه هیی بری حفظ میراث علمی و فرهنگی كشور دست یابد.

 

+ نوشته شده در  86/07/16ساعت 12:31  توسط لیلا اخوان تویسرکانی  | 

 

 مطالعات انجام شده در خصوص آسيب‌شناسي رواني حکايت از آن دارد که علت بسياري از رفتارهاي آسيب‌زاي فرزندان در خانه و مدرسه مانند پرخاشگري، اضطراب، بزهکاري، افکار مربوط به خودکشي، مصرف سيگار و سوء مصرف مواد مخدر، افت تحصيلي و مواردي از اين قبيل ريشه در کمبود يا ضعف «عزت نفس» آنان دارد. در واقع هر چه فرد از خودباوري و عزت نفس بالاتري برخوردار باشد از موقعيت و کارآمدي بالاتري برخوردار بوده و از آسيب‌هاي رواني- اجتماعي نيز مصون خواهد ماند.

 گوته نيز در اهميت نفس» مي‌گويد:

 

- اگر ثروتمند نيستي مهم نيست، بسياري از مردم ثروتمند نيستند.

- اگر سالم نيستي، هستند افرادي که با معلوليت و بيماري نيز خوب زندگي مي‌کنند.

- اگر زيبا نيستي، برخورد درست با زشتي نيز وجود دارد.

- اگر جوان نيستي، همه با چهره ي پيري مواجه خواهند شد.

- اگر تحصيلات عالي نداري، با کمي سواد هم مي‌توان زندگي کرد.

اگر قدرت و مقام نداري، مشاغل مهم متعلق به تعداد معدودي از انسان‌هاست.

«اما اگر عزت نفس نداري، متأسف باش چون هيچ نداري»

بنابراين فاصله ي خواستن تا توانستن تنها يک گام است و آن کسب «خودباوري و اعتماد به نفس» در انجام کليه امور زندگي است.

عزت زياد!!

بسته هاي آموزشي خانواده اشاره-تبیان

 

+ نوشته شده در  86/02/24ساعت 12:14  توسط لیلا اخوان تویسرکانی  | 

خيلي سخت نيست! كافي است تمام چيزهايي را كه تا به‌حال بديهي فرض مي‌كرديد كنار بگذاريد و سعي كنيد به هر چيزي از يك زاويه جديد نگاه كنيد.

ژول ورن خودش اهل مسافرت نبوده، اما توي داستان‌هايش همه‌جا رفته است؛ از عمق 20000 گره دريايي در زير درياها گرفته تا اوج كرة ماه.‌ به همه‌جا سرك كشيده است. ايده‌ها و داستان‌هاي عجيب اين نويسنده را در زمان حياتش خيلي‌ها مورد تمسخر قرار ‌دادند، اما او هميشه با دو جمله، دهان همه را مي‌بست: «هر چه براي يك انسان قابل تصور باشد، براي انسان ديگري قابل‌دستيابي است».

و حالا نمونه‌هاي زيردريايي «ورن» واقعا وجود دارد. به افتخار ژول ورن و به افتخار تصور خلاقش!

در اواسط دهه 70 میلادی يک روان‌شناس نظريه‌پردازِ هوش به نام گيلفورد، بعد از مطالعات بسيار، يک مکعب چهار در پنج در شش کشيد  و تمام اضلاعش را نام‌گذاری کرد. مکعب او از 120 مربع ريز تشکيل شده بود.

گيلفورد معتقد بود: اين است اجزای هوش آدمي! به همين وسعت و پيچيدگي. اما چيزي که توجه روان‌شناسان بعدي را جلب کرد، نام دو ضلع از اضلاع بالايي اين مکعب پيچيده بود؛ نام‌هايي که اولين بار گيلفورد مطرح کرده بود: تفکر واگرا و تفکر همگرا.

تفکر همگرا، براي ما ايراني‌ها که در نظام آموزشي غيرخلاق بزرگ شده‌ايم، مفهوم آشنايي است: تلاش ذهن براي رسيدن به راه‌حلي که بهترين است. سؤال‌هاي چهار گزينه‌اي از ما همين را مي‌خواهند: بهترین گزینه را برای پاسخ به این سؤال انتخاب کنید! براي حل مسائل هندسه و حساب، معمولا يکي دو تا فرمول به‌مان ياد مي‌دهند و حتی اگر ذهن ما خودش فرمولي بيافريند، نمره‌اي نمي‌گيرد. سؤال‌هاي کوتاه ‌پاسخ هم، معمولا تفکر همگراي ما را به ياري مي‌طلبند: بلندترين قله دنيا کجاست؟ پرآب‌ترين رود ايران کدام است؟

اما تفکر واگرا دقيقا برعکس است. در این تفکر، ما ذهن خود را باز نگه مي‌داريم تا راه‌حل‌هاي مختلفي را تجربه کند؛ راه‌حل‌هايي که معمولا منحصر به فرد، نو، غيرمعمول و در يک کلام «خلاقانه» است. تفکر واگرا ما را با دنيايي جديد آشنا مي‌کند که ساخته و پرداخته ذهن خودمان است، اما تا به حال نخواسته بوديم آن را امتحان کنيم.

هنرمندان، نويسندگان و شاعران، تفکر واگراي فوق‌العاده‌اي دارند. مثلا هنر کاريکلماتورها پرداختن به کلمات از ديدگاهي جديد و البته طنازانه است. به اين کاريکلماتور دقت کنيد: «نانوا هم جوش‌شيرين مي‌زند، بيچاره فرهاد!» شايد شما هم بارها اين طرف و آن طرف خوانده يا شنيده باشيد که نانواها به خميرشان جوش شيرين مي‌زنند. از طرف ديگر مسلما نام شيرين و فرهاد هم با خون ايراني‌تان عجين شده است.

اما ذهن خلاق و واگراي کاريکلماتوريست است که مي‌تواند بين اين دو ارتباط برقرار کند و جوش شيرين را با فرهاد مرتبط کند. در واقع تفکر همگراي شما هيچ‌وقت نخواسته است کلمه جوش‌شيرين را به دو بخش مستقل تقسيم کند، چون هميشه اين کلمه را به صورت مرکب شنيده‌ايد. به عنوان مثالي ديگر، يک تفکر واگرا در جواب به این سؤال که«کدام نوع از انواع اسب، بالاترين قدرت را دارد؟» جواب‌هایي از این دست که«اسب تازي يا ترکمن یا...» را کنار می‌گذارد و می‌گويد: اسب بخار!

خيلي‌ها معتقدند که هنرمندان به کودکي خودشان بيشتر راه مي‌دهند و همين باعث مي‌شود که تفکر خلاق‌شان را هميشه همراه داشته باشند. کودکان به خاطر محدوديت‌هاي کمتري که براي حل يک مسأله در نظر مي‌گيرند، به ذات خلاقه آدمي نزديک‌ترند. ما هر چه که بزرگ‌تر می‌شويم، کمتر به اين احتمال خلاقانه فکر مي‌کنيم که مثلا کرم باغچه خانه‌مان ممکن است با باران از آسمان آمده باشد!

ما در دنياي فست‌فودها زندگي مي‌کنيم؛ دنيايي که حتی لذت خلاقيت در پختن غذا را هم از ما گرفته است. در دنيايي روزگار مي‌گذرانيم که ترجيح مي‌دهيم تنهايي‌مان با برنامه‌هاي رنگارنگ تلويزيون‌ها پر شود و نه با فکرهاي نوآورانه خودمان.

براي ورود به دنياي زيباي خلاقيت، قبل از هر چيز بايد باور کنيم که انسان‌ها خلاق‌اند، حالا عده‌اي کمتر و عده‌اي بيشتر. اما هيچ‌کس نيست که بهره‌اي از خلاقيت نبرده باشد.

از اینشتين و پيکاسو که توي رشته‌هاي خودشان، هم باسواد بوده‌اند، هم خلاق گرفته تا داستان‌نويس‌هایی که همگی از محيط زندگي خود بسیار تأثير گرفته‌اند. خيلي از فضاهايي که مارکز در داستان‌هاي خود مي‌آورد، قبلا به شکل ساده و بدوي‌تری در افسانه‌هاي آمريکاي لاتين وجود داشته است. اما جادوي فکر خلاق مارکز توانسته است آن‌ها را به دنياي واقعي آدم‌ها مربوط کند و چيزي را به وجود بياورد به نام رئاليسم جادويي.

سازمان بهداشت جهاني، تفکر خلاق را يک مهارت مي‌داند که هم به حل مسأله و هم به تصميم‌گيري‌هاي مناسب کمک مي‌کند. با استفاده از اين نوع تفکر، راه‌حل‌هاي مختلف مسأله و پيامدهاي هر يک از آن‌ها بررسي مي‌شود و بدين ترتيب، فرد قادر مي‌شود مسائل خود را از طريق راه‌حل‌هاي تجربه شده خود دريابد.

اما يک تعريف کوچک‌تر و سرراست‌ترِ «خلاقیت» را يکي از اولين و مشهورترين نظريه‌پردازان خلاقيت به نام پاول تورنس ارائه داده است. او معتقد است خلاقيت در يک جمله يعني «توانايي به وجود آوردن يک موضوع بديع و نو در حدي کاملا بي‌نظير.» ...........به نقل از همشهری آنلاین

+ نوشته شده در  86/02/10ساعت 12:30  توسط لیلا اخوان تویسرکانی  | 

 
 
     
  

مشهور است که سنت آگوستین گفته است اگر شخصی تقاضا کند که در زمان معینی او را ببیند، او مشکلی نخواهد داشت، اما اگر از او بپرسند زمان چیست، در پاسخ‌دادن درمی‌ماند.

بخشی از این معمای ماهیت زمان ناشی از این حقیقت است که تجربه ذهنی زمان بسیار متنوع است: برای دو نفری که دارند فیلمی را تماشا می‌کنند و لذت می‌برند ممکن است زمان در لمحه‌‌ای بگذرد، اما برای فرد دیگری که همان فیلم او را ملول کرده است، ممکن است زمان به طور آزارنده‌ای کشدار حس شود.ای سی گریلینگ

اگر زمان یک چیز عینی است چگونه ادراک‌ آن این همه گوناگون است؟

تفاوت‌ها در ادراک زمان باعث می شود که ضرورت پیدا کند یک مشخصه عموما قابل‌مشاهده را - مثلا عبور ظاهری خورشید از آسمان یا تلاشی رادیواکتیو ایزوتوپ سزیم 123- را به عنوان شیوه‌ای برای اندازه گیری گذر زمان به طور مستقل از ذهنیت‌ها انتخاب کنیم، و این ذهنیت‌ها را نسبت به یکدیگر شاخص‌گذاری کنیم.

همانطور که  انتظار می‌رود مسئله زمان همیشه مورد علاقه فیلسوفان بوده است.

از لحاظ تاریخی فیلسوفان در این باره به دو گروه تقسیم شده‌اند، آنهایی که فکر می‌کردند زمان عینی است، چیزی است که به طور مستقل از اینکه در جهان چه اتفاق می‌افتد، مرتبا در حال گذر است و آنهایی که معتقد بودند زمان تنها اگر تغییری موجود باشد، وجود دارد، بنابراین اگر هیچ‌چیز در جایی تغییر نکند، زمانی نمی‌گذرد.

 افلاطون و نیوتون در اولین اردوگاه یعنی "مطلق‌گرایان" و  ارسطو و لایپ‌نیتز در دومین اردوگاه یعنی "نسبی‌گرایان" قرار می گیرند.

باز هم همانطور که انتظار می‌رود مسئله زمان برخی از فیلسوفان را برانگیخته است تا اصلا وجود چنین چیزی را انکار کنند. مشهورترین استدلال بر این نتیجه‌گیری را فردی با نامی جالب، "جان مک‌تاگارت الیس مک‌تاگارات" در سال 1908 ارائه کرد.

او یادآور شد که ما باید دو نوع اصطلاح‌شناسی زمان داشته باشیم:

ما گذشته، حال و آینده سخن می‌گوییم (مجموعه A) و نیز ما از اینکه چیزی زودتر، همزمان یا دیرتر از چیز دیگر وجود داشته صحبت می‌ کنیم (مجموعه B)

او استدلال کرد که مجموعه B بدون مجموعه A بی‌معناست، زیرا مجموعه B با همه رویدادها به صورت ثابت در زمان رفتار می‌کنند؛ اما مجموعه A نیز معنایی ندارد، زیرا با آنکه هیچ رویدادی به طور منطقی نمی‌تواند بیش از یکی از خصوصیات A (گذشته، حال یا آینده بودن) را داشته باشد، همه رویدادها همیشه هر سه این خصوصیات را دارند، زیرا چیزی که حال است از دیدگاه گذشته، آینده است و از دیدگاه آینده ، گذشته – و همین قضیه در مورد همه ترکیبات دیگر صادق است.

مک‌تاگارت می‌گوید تردیدی نیست که هر رویداد معین به طور خاص از دیدگاه زمانی دیگر گذشته، حال یا آینده است، چرا که این امر صرفا تسلسل توقف‌ناپذیری از  پیش‌بینی‌های متناقض با اصطلاحات A را نسبت به خود آن دیدگاه‌ها به وجود می‌ آورد. بنابراین او ادعا کرد که زمان پنداری(illusion) بیش نیست.

استدلال مک‌‌تاگارت مباحثه‌ای فلسفی پدید آورد که هنوز ادامه دارد.

  •  نویسنده این مطلب، ای سی گریلینگ مدرس فلسفه در کالج بیربک در انگلیس است.ترجمه علی ملائکه

 

 
+ نوشته شده در  86/02/10ساعت 11:46  توسط لیلا اخوان تویسرکانی  | 

 
 
     
  

امسال نام 6 نفر در ليست بهترين کتاب علمي‌غير تخصصي ديده مي‌شود. نويسنده منتخب علاوه بر جايزه معتبر جامعه سلطنتي انگليس، 10 هزار يورو نيز نصيبش مي‌شود.

البته 10 هزار يورو در مقابل اين جايزه مهم جهاني به نسبت هيچ است. کتاب‌هاي منتخب امسال در حوزه‌هاي  اقليم شناسي، روانشناسي، تکامل انسان و پزشکي هستند. 

 کتاب‌ها و نويسندگان امسال عبارتند از: هومو بريتانيکس (تکامل تدريجي انسان) نوشته کريس استرينگر، در تحقيق حافظه (بيولوژي ذهن) نوشته اريک آر کندل، جورج تنها (روانشناسي) نوشته هنري نيکولز، يک از سه (پزشکي) نوشته آدام ويشارت، پشت پا زدن به خوشحالي (روانشناسي) از دانيل گيلبرت و راهنماي تغييرات آب و هوا (اقليم‌شناسي) از رابرت هنسون.

 
+ نوشته شده در  86/02/10ساعت 11:32  توسط لیلا اخوان تویسرکانی  | 

تاکنون تحقيقات مختلفي نشان داده بود نمک طعام، يا همان سديم کلرايد، عامل مهمي‌‌ در بالا بردن فشار خون است و فشارخون بالا هم مي‌‌تواند باعث بالا رفتن احتمال بيماري‌هاي قلبي باشد. اينها حاصل تحقيقاتي بود که تا به حال انجام شده بود.

اما مطالعه جديد که کار محققان دانشگاه بريگهام انگلستان است، نشان مي‌‌دهد که کم کردن نمک مصرفي در طي 15 سال، مي‌‌تواند خطر بيماري‌هاي قلبي و عروقي را به يک چهارم برساند و خطر مرگ ناشي از بيماري‌هاي قلبي را به يک پنجم....

 
     
  

ترکيب «نان و نمک» را حتما شنيده‌ايد. اين نوع ترکيب‌ها در زبان فارسي نشان مي‌دهد نمک در ذهن ما معادل «خورش» و چيزي است که اصل غذايمان را تشکيل مي‌دهد.

 حالا اگر کسي به شما بگويد نمک زيادي در رژيم غذايي مي‌‌تواند کشنده باشد، عکس‌العمل شما چيست؟ خيلي‌ها با شنيدن اين حرف، حس مي‌‌کنند شنيده‌اند «غذا نخور!» اما مطالعات جديد نشان مي‌‌دهد که چه بخواهيم و چه نه، بايد اين نگرش را درباره نمک تعديل کنيم.

تصور کنيد حمله‌هاي قلبي، مصرف بي‌حد و حصر انواع داروها، تحمل عوارض ريز و درشتشان، سکته قلبي، سکته مغزي، بستري در بخش‌هاي مراقبت ويژه، استراحت مطلق، همه و همه با کم کردن نمک خوراکمان، از 10 گرم به 6 گرم، از افق آينده زندگي ما ناپديد خواهند شد.

 البته يک نکته تامل برانگيز ديگر هم در اين بين وجود دارد. حد مطلوب نمک در غذاي روزانه انسان، 6 گرم است، چيزي در حدود يک قاشق چايخوري سرپر، اما بررسي‌ها نشان مي‌‌دهد منشا همه نمک مصرفي ما، از آشپزخانه‌ها يا نمکداني که سر سفره‌ها مي‌‌گذاريم، نيست.

متاسفانه در روند تهيه اکثر غذاهاي آماده و بسته‌بندي شده، مثل انواع کنسروها، براي جلوگيري از فساد، مقادير بالايي نمک استفاده مي‌‌شود. انواع تنقلات و ميان وعده‌ها هم هستند که هم بسته‌بندي جالب دارند و هم به شدت وسوسه‌انگيز و خواستني، براي همه گروه‌هاي جامعه، از کودکان و نوجوانان بگيريد تا بقيه. گزارش‌ها نشان مي‌‌دهد سه چهارم نمک دريافتي ما، از خوراکي‌هايي است که مي‌‌خريم.

 بنابراين نتيجه اين تحقيقات، شايد بيش از آنکه متوجه مردم و آموزش آنها باشد، قابل توجه کارخانه‌هاي تهيه مواد غذايي باشد که در فراوري محصولات خود نمک کمتري به کار بگيرند و به فکر روش‌هاي جايگزين باشند.

 

 
 
+ نوشته شده در  86/02/03ساعت 16:46  توسط لیلا اخوان تویسرکانی  | 

سروده های مولانا برگرفته از آیات قرآن و احادیث نبوی است
به منظور گرامیداشت سال مولانا، همایش یکروزه " شور و شعور " با حضور جمعی از مثنوی پژوهان و دوستداران مولانا  برگزار و طی آن تأکید شد: سروده های مولانا برگرفته از احادیث نبوی و آیات قرآن است .

مهدیه الهی قمشه ای شاعره و مولانا پژوه سروده های مولانا را برخاسته از احادیث نبوی و آیات قرآن توصیف نمود و به تفسیر برخی اشعار مولانا و ارتباط آن با اصول دین و آموزه های قرآن پرداخت .

وی مولانا را " طبیب روحانی ایران زمین " خواند و افزود : تمام شاعران ایران زمین به ویژه مولانا تحت نفوذ فکری قرآن بوده اند و از این کتاب هدایت و بهره بسیار برده اند .مولانا پیغام رسان صلح و دوستی و یاد آور صفات نیک انسانی است که به دست فراموشی سپرده شده است .

دکتر جلال الدین کزازی نیز با تأکید بر ایرانی بودن مولانا و نفی نظر بیگانگان در خصوص غیر ایرانی بودن این شاعر و عارف عالیقدر ایرانی گفت : مولانا جلال الدین بلخی با توجه به اینکه در سن 12 سالگی زادگاه خود سرزمین ایران را ترک کرده، اما هرگز حتی یک بیت شعر به زبان دیگری نسروده و این خود دلیلی قطعی برای ایرانی بودن این شخصیت والاست و با اشاره به اینکه بسیاری از اندیشمندان در ایالات آمریکا و اروپا در پی تدریس آثار مولانا و تحقیق و بررسی در خصوص شخصیت وی هستند، یادآور شد: ما ایرانیان باید بیشتر از هر کسی در شناخت مولانا کوشش کنیم و در معرفی این شخصیت بزرگ به دیگران نیز بکوشیم .

گزارش خبرگزاری مهر
+ نوشته شده در  86/02/03ساعت 16:35  توسط لیلا اخوان تویسرکانی  |