تبليغاتX
یک نگاه
نگاهی گذرا به افکارو سلایق من
از این فرست استثنایی استفاده کنید ....که پشیمانی سودی ندارد !!!!!

مثل مهلت های حساب های قرض الحسنه هم قابل تمدید نیست !!!

+ نوشته شده در  85/08/30ساعت 12:57  توسط لیلا اخوان تویسرکانی  | 

در بی کرانه زندگی دو چیز افسونم می کند:

آبی آسمان را که می بینم و می دانم که نیست

خدا را که نمی بینم و می دانم که هست!

 

نوشته سودابه با نام وبلاگ دلگویه های من

+ نوشته شده در  85/08/27ساعت 14:42  توسط لیلا اخوان تویسرکانی  | 

 

مفهوم نور خدا

 

در این علم نوری هست که همه چیز از او نور می گیرد .........


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  85/08/27ساعت 10:27  توسط لیلا اخوان تویسرکانی  | 

 



يكي از راههايي كه خیلی ها بعنوان يك فرد چاق به آن متوسل  می شوند 

رژيم های محدود از كالري است. با مصرف كم مواد غذايي ودريافت كالري

در حد كمتر از نياز واقعي  در مدت كوتاهي كاهش وزن پيدا مي كنند 

اما به محض کنار گذاشتن رژیم بیش از گذشته چاق می شوند ...... 

 

 

 

تبليغات

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  85/08/27ساعت 3:17  توسط لیلا اخوان تویسرکانی  | 


اين كه روزي از روزهاي سال ، به نام كتاب وكتاب خواني مزين شده است ، شايد سليقه اي مناسب و در خور باشد ، اما پاسداشتي بايسته وكافي ، براي تكريم كتاب و ترويج فرهنگ كتاب خواني نيست.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  85/08/27ساعت 2:10  توسط لیلا اخوان تویسرکانی  | 

 امام جعفر صادق(ع)

شفاعت ما به کسی که نماز راکوچک بشمارد نمی رسد

خوشا به حال کسانی که واقعا عمق این کلام را دریافته اند . 

+ نوشته شده در  85/08/26ساعت 14:17  توسط لیلا اخوان تویسرکانی  | 

 

                    

 

چشم جان بین : دیده بصیرت و چشمی که یار را می بیند .

چشم جهان بین : چشمی که فقط ظاهر را می بیند و مرتبه والا ندارد .

                            ********************************

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  85/08/24ساعت 0:21  توسط لیلا اخوان تویسرکانی  | 

 

سلام ، شب شما بخیر.

خیلی کوتاه عرض می کنم  ، برای بررسی غزلیات حافظ می توانید از کتاب های  کتاب های دکتر

زرین کوب استفاده کنید .

کدام کتاب ؟

در پاسخ به کامنت شما خواهم گفت !!!!! 

+ نوشته شده در  85/08/22ساعت 22:8  توسط لیلا اخوان تویسرکانی  | 

 

 

میکده :از نگاه حافظ میکده مکانی برای گفتگو با خداوند است ، جایی برا ی روشن شدن از نور الهی و براورده شدن حاجت که رسیدن به مقصود اســت.

 

محتسب : این کلمه به معنای نهی کننده در امور شرعی است و اشاره به امیر مبارزالدین پدر شاه شجاع دارد ، که در دوره او مردم از ترس و هیبتش دینداری می کردند .

 

شب قدر: شب وصال است .از دید سالکان شبی است که سالک در آن تجلی و معرفتی خاص می یابد.

 

طمع خام:امیدی غیر ممکن و تمنایی بی مورد .

 

هوادار :به دو معناست :یکی ـن که صبا پیک عاشقان است و دیگری به معنای دارنده هوا که شامل صبا و هوا و نسیم می شود و حافظ به هر دو مورد اشاره دارد . پاکی نسیم همانند زلالی عاشقان است .

 

فتوادادن : رای دادن به حکم شرعی است . حافظ اشاره می کند که نوشیدن شراب ناروا است ولی از تجاوز به حقوق دیگران بهتر است ، که گناه باده خواری با توبه حقیقی پاک میشود ولی تجاوز به حقوق دیگران ، دینی بسیار دارد .

 

جریده رفتن :سبکبار رفتن که منظور رها کردن همه تعلقات دنیایی است .

 

تنگی گذرگاه عافیت :اشاره به کوتاهی عمر است .

 

ننگ رسوایی :(به سبب عشق ) برای حافظ این رسوایی اعتبار از عاشق پیشگی و شیدایی است .

 

کوی میکده :معانی مختلف این کلمه :

الف- مجلس انس  دوستان   ب- قلب مرشد کامل   ج –  قدم در راه مناجات

هر سالکی که راه کوی میکده را بیابد ،به بهترین راه رسیده است و اگر به

اندیشه باطل در سر دارد .

 

پرتو می : نوررالهی که در پس روشنایی آن میتوان به اسرار خلقت پی برد

نوری که چشم حقیقت بین را بینا میکند .

 

مایه محتشمی :سبب شوکت و سیر مقامات عالیه در خدمت سالکان است و محضر آنها چون بهشت جاوید است .   

 

سزای خویشتن :پاداش و جزای اعمال است .حافظ  حتی عتاب معشوق را با جان می پذیرد ، چون خود را مستوجب آن می داند .

 

ساربان : قافله سالار یا  همان انسان است  ،  مسافری است  در راه زندگی و حافظ از او می خواهد که مهیا شود و از این راه که به کوی یار می رسد برود که بهترین راه است .

 

زهد فروشان گران جان :زهد فروش به معنای ریاکار است و گران جان کسی است که معاشرت با او ناخوشایند است ، زیرا لطافت و سبکی روح ندارد .

 

روز الست :این کلمه از قران برگرفته شده است ( اعراف / 171) و حافظ به تقدیر معتقد است .

در مصرع اول بیت بعد نیز همین موضوع را مطرح کرده است :

"آنچه او ریخت به پیمانه ما نوشیدیم "

 

گشایش کار :اشاره ای از جانب معشوق برای قتح بابی در کار حافظ است .

 

قصر امل : بنای رفیعی که بر بنیان آرزو ساخته شده است  و بسیار سست است .

 

عروس هزار داماد :کنایه از یاری بسیار بیوفا است .دنیا به هیچ کس وفا نکرده است .

 

بی مهر رخت : منظور روشنایی و گشایشی است که حافظ از محبوب خود می خواهد تا شب های تاریک زندگی اش روشن شود و راه هدایت بیابد .

 

فقیر : از دید حافظ فقیر کسی است که فقط نیازش به خداوند است ، کسی که اتحاد قطره با دریا را می جوید که نهایت سیر و مرتبت عارفان است .    

 

+ نوشته شده در  85/08/20ساعت 22:54  توسط لیلا اخوان تویسرکانی  | 

 غزل ٢

 چه نسبت است به رندی صلاح و تقوا را         ســــــماع  وعـظ کجا نغــمه رباب کجا

 

 رندی تقـید به قـیدی  نداشـتن و رهـایـی و سرفراز عالم و آدم بدون است . حافظ اشاره

 می کند که تقــوا و رندی و ســماع و وعــظ  ارزش مـقایـسه  با نغـــمه رباب را ندارد.

 این ببت  تداعی کـننده این موضوع اسـت که اضداد با هـم در یک جا جمع نمــی شوند .

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  85/08/20ساعت 21:57  توسط لیلا اخوان تویسرکانی  | 

 

سلام

دوستان محترمی که مایل هستند بدانند واژه های مربوط به دیوان حافظ در کدام یک از غزلیات ایشان است  کامنت بفرستند

+ نوشته شده در  85/08/20ساعت 9:35  توسط لیلا اخوان تویسرکانی  | 

 

  سرکلاس سوال شد آخرین بار کی کریه کردین ؟

  علت های زیادی هم داشت .باید روی مفاهیم دیوان حافظ کارمی کردم ولی هر

 چه می خواندم  بی فایده بود  !  مطالبی هم که برای شبکه جوان  و  پیام باید

 می نوشتم، مانده بود، کارهای جانبی دیگری هم داشتم  . نمی دانم  چرا به جای

 پیدا کردن راه چاره گریه کردن را انتخاب کردم   .........

  البته در این بین باید به تمام سوالات دخترم هم جواب میدادم ..... گریه  من

 باعث بغض اوهم شده بود ومرتب ازمن می پرسید که آیا ازدست اوعصبانی

 هستم...یک مرتبه به خودم امدم ، دیدم این بچه کوچک به هرشیوه ای متوسل

 می شود تا به هدفش برسد ومن یابرایش کتاب بخوانم  وقصه تعریف کنم  ویا

 با خمیر بازی اش شکل های مختلف بسازم  و یا با بازی های دیگرهمراه او

 باشم ...... به ناچارکامپیوتررا خاموش کردم و به بازی با او پرداختم  ، ولی

 ذهنم به شدت مشغول بود ..... او با اصرار و استفاده از منطق کودکانه اش

 به خواسته اش رسیده بود .... وقتی یک بچه دو سال ونیم میتواند خواستن را

 به توانستن تبدیل کند ، دیگر تکلیف من معلوم است ! البته هنوز نمی دانم نام

 این جورگریه کردن ها را چه باید گذاشت ، ولی یکی دو روز بعد اتفاق دیگری

 افتاد که اجازه دهید آن را هم برای شَما بگویم :

 سرکلاس درس یک مرتبه متوجه همکلاسی ای شدم که جلوی استاد پایش را

 کاملا درازکرده بود و حتی در حین پاسخ دادن به بعضی از سوالات استاد

 وضعیتش راعوض نمی کرد،ازآن عجیب تر آن که مرتب هم آدامس میخورد !!!!

 راستش بخواهید لحظاتی کاملا گیج شده بودم،چون به آنچه که می دیدم شک

 داشتم، ولی بعد از تمام شدن کلاس احساس خیلی بدی داشتم ، احساس میکردم

 چیزی راه نفسم را گرفته است ، بغضی سنگین که اگر صدای زنگ موبایل

 و متعاقب آن صدای دخترم نبود ، حتما به گریه تبدیل می شد .

 ....................................................................

  درس خواندن برای درک بهتر  یا پست و پول بیشتر؟

  درس خواندن برای شعور بالاتر یا غرور بیشتر  ؟

  تازه درصورتی که مسلمان هم باشی وحدیث معروف احترام شاگرد به استاد

 را بارها و بارها شنیده باشی ...... و از همه بدتر این که کارمند سازمان

 باشی وکاری در رابطه با فرهنگ و ارتباطات  هم  انجام دهی !!

 

+ نوشته شده در  85/08/20ساعت 1:36  توسط لیلا اخوان تویسرکانی  | 

                                                                                                                                                                                                     تعداد مطالب (پست) ثبت شده در وبلاگهای زیر مجموعه بلاگفا بر اساس 
گزارش تهیه شده از بانک اطلاعات سایت بلاگفا در تاریخ  بیست و پنجم
مردادماه ۱۳۸۵ بیش از سه میلیون و نهصد و هفتاد هزار  ( 3.979.775  )
میباشد . با توجه به تعداد مطالبی که روزانه در  و بلاگهای  زیر مجموعه
بلاگفا درج میشود میتوان انتظار داشت که بزودی تعداد مطالب ثبت شده
در بلاگفا از چهار میلیون نیز بگذرد.
 
 
 
 
 
 
 
+ نوشته شده در  85/08/15ساعت 11:34  توسط لیلا اخوان تویسرکانی  | 

 

 می مغان :شرابی است که زرتشتیان تهیه می کردند و حافظ با کنایه می گوید که

 با خوردن آن خراب شده است .منظور از می برای حافظ  آ تش عشق الهی است

که به جانش  افتاده است و این  آ تش بنیان خود پرستی او را ویران کرده است  .

 

کاشانه :اشاره به دل است و آتشی که در کاشانه  است  ، همان سوز دل است .

 

کشتی نوح :حافظ  اشاره می کند که با این کشتی می تواند از سختی ها به سلامت

بگذرد، در حقیقت چیزی که حافظ را به سر منزل مقصود میرساند و او را از فراز

 و نشیب ها میگذراند ، یاد یار و محبوب است .در گذشته گاهی جام می را به شکل

زورقی میساختند و گاه منظور حافظ جام کشتی مانند شرابی است ، که او را از غم

رها میکند ، و این می همان یاد آرامش بخش محبوب است .

 

آتش طور : این کلام اشاره به داستان حضرت موسی (ع) دارد که درراه مصر،

همراه همسرش ، صفورا در شبی تاریک به دنبال آتشی  برای گرم شدن بود .

 حضرت موسی (ع) در دامنه کوه  درختی دید که فروزان است . او فکر کرد

 آتش است ، جلوتر رفت و دید این نور الهی است نه نار و ندای الهی را شنید

و به پیامبری مبعوث شد.

حافظ در این بیت تمنای این نور الهی را دارد تا راه هدایت بیابد .

 

سلامت :حافظ گفته است : " گفت با ما منشین کز تو سلامت برخاست " سلامت

در این جا به معنای فکر و اندیشه است . محبوب حافظ او را سرزنش میکند که

 درست اندیشی اش را به واسطه توجه  به زیور های این دنیا  از دست داده است

و توجه به دنیا و غافل شدن جزء پشیمانی حاصل دیگری ندارد .

 

رخ یار: منظور همان جلوه جمال الهی است که باشکوه و بسیار زیبا است و از

زیبایی حافظ را خیره کرده است و با آتش عشقی که در دل دارد ، او فقط خیره به

 چهره یار است و دنیا برایش ارزشی ندارد .

 

جان آگه : دل بیداری است که لحظه ای خدای خود یا همان محبوبش را فراموش

 نمی کند و این یاد را با جان خود درآمیخته است .

 

چار تکبیر :اشاره به نماز میت و وداع با آن است .منظور حافظ جدایی از ماسوا

 و دل به معشوق سپردن است .

 

رباط : به معنای کاروانسرا است . دنیا مثل کاروانسرایی است که فقط دو در برای

 ورود و خروج دارد (کنایه از تولد و مرگ ) و همه افراد چه دارا و جه فقیر باید این

 مسیر را طی کنند و این کاروان سرا را روزی ترک کند .

 

شمع دل: اشاره به نور الهی است که جان حافظ را روشن می کند و این روشنایی با

 سوختن همراه است .این نور نور ایمان حقیقی است و هر که هر لحظه اش با یاد خدا

 همراه باشد ، این  نوردر وجودش پرتو افشانی می کند .

 

 

غالیه و وسمه : غالیه رنگ سیاه خوشبویی است  مرکب از مشک وعنبرکه موی را با

 آن خضاب می کنند و وسمه گیاهی است که برای سیاه کردن ابرو از آن استفاده می کنند .

حافظ تمام زیبایی ها را پرتویی از جمال الهی می داند والا به تنهایی شکوهی ندارند .

 

نقش مهر :  ایمان راستین حافظ است که با وجود اشک و زاری فراوان

( که به قول خودش از طوفان نوح هم شدیدتر است ) از دل و جانش پاک نمی شود

 و اصلا زدودنی نیست .

 

دل شکسته : اشاره به این حدیث نبوی است که خدا در دل شکسته دلان است .

 

اغیار: به معنای بیگانه و نا آشنا است .

معشوق عیان می گذرد بر تو ولیکن

                                               اغیار همی بیند از آن بسته نقابست

خدای متعال همیشه عیان است ولی کسانی که ایمان واقعی ندارند و چشم دلشان

 بینا نیست ، جلوه های او را در نمی یابد و بیگانه می شمارد ، گویا جلوه های

 الهی برای انان در نقاب و پوشش است . همان طور که سعدی گفته است :

 " حق عیان است ولی طایفه ای بی بصرند ."

 

احرام : جامه ای سپید برای اداء مناسک حج است .

در مصرع " احرام طوف کعبه دل بی وضو ببست "منظور کسی است که بدون پاکی

 و آلایش دل ، امید پذیرفته شدن در درگاه الهی را دارد . عشق الهی درونی است و با

تظاهر نمی توان به آن رسید .

 

ناوک:تیر کوچک است. حافظ همه چیز را حتی سختی ها را عنایتی از جانب دوست

می داند که چون تیری بر جانش می نشیند و حافظ درد و سختی آن را چون از جانب

خداوند است با اشتیاق می پذیرد .

 

تماشا: حافظ عقیده دارد خلوت گزیدگان که مصاحبت محبوب را برگزیده اند، نیازی به

 سیر و  تفرج  ندارندچون مقیم کوی دوست هستند و به مرتبه ای رسیده اند که از این

گونه تفرجات بسیار برتر است و دیده آنان به جهانی برتر بینا شده است .

 

رواق منظر چشم : منظور مردمک دیده است . او  از محبوبش می خواهد قدم بر

 دیدهاش بگذارد ، چون مشتاق دیدار او است و از او می خواهد  دیده ای خدا جو

 به او عطا کند واو را به منزله بنده ای کوچک بپذیرد .

 

هشت خلد : مراتب و درجات بهشت است و حافظ می گوید کسی که بنده حقیقی است

 نیازی به بهشت ندارد و عاشقی و بندگی خداوند از هر چیزی برای او برتر است .

 

   

 

+ نوشته شده در  85/08/14ساعت 0:3  توسط لیلا اخوان تویسرکانی  | 

 

در کلاس آقای دکتر گیویان درباره برخی از مفاهیم صحبت شد .گاهی واژه ها

عوض میشود ولی مفهوم  یکی است .در دنیای  امروز کسانی هستند که دلی

 روشن دارند و پیرو حقیقی حضرت علی (ع) هستند و در مقابل ابن ملجم هایی

 هستند که به نام دین تیشه بر ریشه آن میزنند .

چرا اغلب این افراد را در شخصیت های سریال های تلویزیون می بینیم ؟

این گونه افراد در اطراف ما بسیارند  چشمی تیز بین میخواهد و دلی آماده .

در مراحل امتحان ما چگونه برخورد میکنیم ؟برخورد قطام  و ابن ملجم را به یاد اوریم .

در دنیای ما قطام ها و ابن ملجم های زیادی دام گسترده اند ..................

+ نوشته شده در  85/08/13ساعت 10:16  توسط لیلا اخوان تویسرکانی  | 

مردم جهان درپی رسیدن به زمینه های مشترک هستند
سید محمد خاتمی که در بریتانیا به سر می برد استقبال جهانی از

 ایده گفتگوی تمدنها را مورد تأکید قرارداد وگفت: مردم جهان در

 پی دست یافتن به زمینه های مشترک هستند.

 

+ نوشته شده در  85/08/13ساعت 10:2  توسط لیلا اخوان تویسرکانی  | 

 

 

بررسی برخی از مفاهیم در اشعار حافظ    ( قسمت اول ) 

 

 ساقی  : ساقی از محبوب ترین چهره های شعری حافظ است.

 درمصرع اول غزل ول حافظ ازساقی جام می میخواهد، زیرا خودراهمیشه مدیون

 مهربانی ها و الطاف او میداند. محبوب حافظ خداست که همیشه در راه پر مخاطره

عشق که  این راه  در نظر اول  آسان به  نظر میرسد ولی دشواریهای زیادی دارد .

 

 خرقه  :  خرقه در لغت  به معنی پاره  یا قطعه ای  از جامه است  و در اصطلاح

  صوفیه  جامه ای  پشمین است  که از تکه های  پارچه های  مختلف دوخته شده

  است واغلب  به رنگ کبود است و از نظر حافظ  نشان تظاهر است و خرقه سالوس

 ریاکاران است ، حافظ از فریب  انسانهای به ظاهر پاک و زاهد شکایت دارد و به

  دنبال پیرمغان است همان راهنمایی که او سرفرود میاورد و راهنمای وهدایت 

  می خواهد . هدایتگر او پروردگار و کلام الهی  اوست  که حافظ  آن را به چهارده

 روایت حفظ کرده است .

 

 خال هندو: در این اشعار مراد از هندی رنگ سیاه است ، زیرا غلامان هندی اغلب

 سیاه پوست بودند و در اشعار حافظ برای تشبیه زلف و خال به کاررفته است.حافظ

 خال را از دو منظر سیاه میدانسته است : یکی از نظر رنگ و دیگری به معنای غلام .

 حافظ حاضر است در برابر یک توجه محبوب (در حد یک نقطه)هرآ نچه هست را فدا

 کند و غلام او شود .

 

 باد شرطه  : باد موافقی  است  که مساعد کشتیرانی  است . حافظ  اشاره  کرده  کشتی

  شکستگانیم  (  البته  در بعضی از کتاب ها آمده  " کشتی نشستگانیم "  )  او از این باد

  موافق مدد خواسته اورا به مقصودش برساند. او متمنی است که با کمک این باد موافق

  زود تر به مقصودش برسد .

 

 صبا  : نسیمی است که در وقت طلوع خوشید از مشرق می وزد . نسیمی که عاشقان با

 آن راز دل می گویند و در اصطلاح عبدالرزاق کاشی  صبا  نفحات رحمانیه است که از

 جهت  مشرق روحانیات می آید .  صبا نقش های زیادی در دیوان حافظ دارد و قاصدی

 خوش خبر میان عاشق و معشوق است .باد صبا آهسته می وزد و با پراکندن عطروجود

 یار نمی گذارد حافظ لحظه ای از او دور بماند و حافظ  ازاو می خواهد سرشکستگی اش

 را به محبوبش برساند .به نوعی حافظ هر خدا را ناظر بر وجود خویش و در ارتباط  با

 او میبیند .

 

 عنقا : عنقا همان سیمرغ است  . پرنده ای که زال پدر رستم را پروریده است .حافظ از

 سیمرغ گاه به معنای چیزی موهوم مثل کیمیا و گاه از منظر عرفانی به موجودی برترو

 عقل کل اشاره کرده است . در اشعار عطار مراد از عنقا ذات الهی است .

 حافظ شکار سیمرغ را کاری غیر ممکن می داند ، کاری  که با گستراندن دام  و مکر و

 حیله میسر نمی شود . رسیدن به ذات  الهی نیز یک باره میسر نیست . باید در راه سیر

 و سلوک مراتبی را طی کرد و به تدریج با زلالی دل میسر نمی شود .

 

 صنوبر خرام : به معنای رشید است . حافظ میگوید جلوه همه زیبا رویان در برابرشکوه

 و زیبای وعظمت حق تعالی هیچ است و برتر از همه جلوه های مادی است .  دل سپردن

 به ذات  اقدس  الهی  و دیدن  پرتویی  از نور او همه زیبایی های این  دنیا را در نظر او

 بی فروغ می کند .

 

 عتاب :  از نظر لغوی خشم و ملامت است .

 حافظ نه غلامیست که از خواجه گریزد               صلحی کن و بازآ که خرابم ز عتابت

 حافظ ملامت پروردگار را و دوری از او را نابودی خویش میداند ، هر چند که  شاید در

 ظاهر این طور نباشد . او نمی خواهد لحظه ای از خدای خود دور شود .

 

 شوخ :  به معنای دلیر و بی باک است . او خم ابروی یار را به کشیدن زه کمان و پرتاب

 تیر تشبیه کرده است .حافظ توجهات الهی را چون تیری می داند که بر جان حافظ می نشیند

 و او را دگرگون میکند .

+ نوشته شده در  85/08/13ساعت 9:55  توسط لیلا اخوان تویسرکانی  | 

 

در کوچه پس کوچه های اینترنت به این خبر رسیدم :

 

پاپ برای رفع تروریسم جهانی دعا می کند
واتیکان اعلام کرد: محور دعاها و نیایشهای پاپ بندیکت شانزدهم

طی ماه نوامبر "رفع انواع تروریسم جهانی" است.

با خواندن این مطلب کوتاه علامت سوالهای زیادی در ذهنم نقش بست . مدتی

قبل شاهد توهین پاپ به مقدسات اسلامی بودیم و حالا شاهد دعا کردن او برای

رفع تروریسم جهانی . در  این دعا ها پاپ چه کسانی را تروریسم میداند ؟؟؟؟؟؟

 

 

+ نوشته شده در  85/08/12ساعت 21:41  توسط لیلا اخوان تویسرکانی  | 

لطفا اول ساعت پایین نوشته را نگاه کنید!!!!!!!!!!!!!!

منم و دیوان حافظ و چند کتاب برای درک بیشتراین اشعار .

 آخه من کجا شعر حافظ کجا . این بود که تفالی زدم واز خودش کمک خواستم.

 این غزل آمد:خیال نقش تو در کارگاه دیده کشیدم

به صورت تو نگاری نه دیدم و نه شنیدم   (غزل۳۱۳ )

...........................

تفسیرشما از این غزل چیست؟

+ نوشته شده در  85/08/11ساعت 23:53  توسط لیلا اخوان تویسرکانی  | 

امروز پنجشنبه است .

منم و یک عالمه درس و کار و انترنت عذاب آور .  در این دنیای پر سرعت

 این طور اینترنت واقعا خنده داره و اما چند تا سوال:

- چطوری اطلاعات شخصی ام را بالای صفحه وبلاگ سمت چپ بیاورم ؟

- شما از چه کارتی برای ارتباط استفاده میکنید؟

ـ به نظر شما اولین قدم برای تغیر زاویه دید ( از دید یک نویسنده رادیویی

به یک دانشجوی ارتباطات)چیست؟

+ نوشته شده در  85/08/11ساعت 10:35  توسط لیلا اخوان تویسرکانی  | 

سلام

برای بررسی اشعار حافظ پیشنهاد میکنم به کتاب حافظ نامه نوشته

 آقای بهاالدین خرمشاهی مراجعه کنید.

+ نوشته شده در  85/08/10ساعت 21:9  توسط لیلا اخوان تویسرکانی  | 

 

 

خدایا یاریم کن تا دانش اندکم نه نردبانی باشد برای فزونی تکبر

و غرورو نه زنجیرهای برای اسارت و نه دست مایه ای برای تجارت.

کمکم کن تا گامی بردارم در راه تو و برای رضای تو.

+ نوشته شده در  85/08/07ساعت 9:20  توسط لیلا اخوان تویسرکانی  | 

بیا تا گل برافشانیم و می در ساغر اندازیم 

                                 فلک را سقف بگشاییم و طرحی نو دراندازیم

+ نوشته شده در  85/08/07ساعت 8:10  توسط لیلا اخوان تویسرکانی  | 

 

آقای دکتر گیویان سوالاتی  مطرح کرده اند که باید به آنها پاسخ دهم ، ولی تمرکزحواس ندارم . تماسهای مکرر تلفن وسوالهای بی پایان دختر کوچکم بهار، حواس و حوصله ای برای من نگذاشته است .

تمام آنچه می توانستم  به کار گرفتم  تا مطالب  این هفته  شبکه  پیام را تمام کنم. حقیقتش را  بخواهید ، هیچ  فعالیت  مفیدی از لحاظ  درس و کار انجام ندادم ،  تمام مدت در خانه مشغول کارهای مختلف  بودم :   از نظافت خانه گرفته تا جابجایی وسایل و جمع کردن لباسهای تابستانی و آماده شدن  برای زمستان .

به همین علت فقط چند قسمت از کتاب  وسایل ارتباط  جمعی انتخاب کرده ام که مروری مختصر از درسهای گذشته است :

ارتباط  مکانیسمی است   که روابط  انسانی  بر اساس آن به وجود  می آید و تمام  مظاهر فکری و وسایل انتقال و حفظ  آنها  در زمان و مکان بر پایه آن توسعه می یابد  .    ارتباط   حالات  چهره ، رفتارها ، حرکات ،طنین  صدا، کلمات، نوشته ها ، چاپ ، راه آهن ، تلگراف و تمام وسایلی که اخیرا در راه مقابله بر زمان و مکان ساخته شده اند را در بر می گیرد .

ارتباط  به سه  دسته  تقسیم می شود :   مستقیم  و شخصی  ،  غیر مستقیم  و غیر شخصی و ارتباط جمعی

ارتباط مستقیم صمیمانه ترین و کامل ترین نوع ارتباطات فکری انسان است و انواع دیگر ارتباط برای برقراری تماس جایگزین این شکل از ارتباط میشوند.  

+ نوشته شده در  85/08/06ساعت 22:25  توسط لیلا اخوان تویسرکانی  | 

رفتن به موزه ها و نمایشگاهها احتیاج به وقت دارد که اغلب آدم های  متأهل کارمند دانشجو  !!! این فرصت را ندارند ، با این وجود من از شما دعوت می کنم به نمایشگاهی بسیار در دسترس مراجعه کنید . نمایشگاهی که در تمام  مدت  شبانه روز باز و محل آن در تمام شهر است، هر جا که  درختی هست ، این نمایشگاه برپاست :

 

نمایشگاه پاییزبدون دریافت ورودیه تا پایان آذرپذ یرای مشتاقان است .

+ نوشته شده در  85/08/06ساعت 22:16  توسط لیلا اخوان تویسرکانی  | 

دوستان    ،  در این ترم درسی به نام برنامه سازی تلویزیونی دارم و

متأسفانه در این زمینه اطلاعاتی ندارم . حقیقتش را بخواهید معلومات

من در زمینه الکترونیک  و  مسائل فنی در حد صفر است  .  اگر شما

کتابی در این زمینه می شناسید،لطفا به من معرفی کنید . 

+ نوشته شده در  85/08/06ساعت 22:15  توسط لیلا اخوان تویسرکانی  | 

 متخصصان علوم ارتباطات معتقدند انچه که می پوشیم مارا آنطور که هستیم ، یا انطور که میخواهیم باشیم نشان میدهند. لباسها تاثیرات متفاوتی دارند ،ولی به طور قطع در ارتباط رودر رو بر اعتماد به نفس و تاثیر بر طرف مقابل نقش مهمی ایفا میکنند .لازم نیست هزینه زیادی برای تهیه لباس درنظرگرفت، تنها کافی است از لباسهای خود  مناسب و به جا استفاده کنیم . برای مثال  در یک نگاه کلی ، رنگهای صورتی و آبی تند سن را کمتر نشان میدهند. پارچه های متضاد از عمق شخصیتی افراد می کاهند و لباس های ساده کمرنگ افراد را متفکر جلوه میدهند . ...

بحث درباره رنگها طولانی است و درحد اطلاعات من نیست .

هر چند که اراستگی ظاهر مهم است ، اما  هیچگاه جای معلومات و درک و شعوراجتماعی و معنویت درونی را نمی گیرد .                                   

+ نوشته شده در  85/08/06ساعت 22:14  توسط لیلا اخوان تویسرکانی  | 

آقای دکتر گیویان به من فرمودند که با همکارانم مصاحبه کنم .موضوع این مصاحبه نظر و احساس آنها از قبول شدن من در دانشگاه است. متأسفانه به علت عید فطر و تعطیلی ها نتوانستم این کار را انجام دهم ولی در اسرع وقت این کار را انجام خواهم داد . به جای آن سخنانی از مادر ترزا برایتان می نویسم.

انسان ها اغلب نا معقول،غیر منطقی و خودخواه اند،                                                                                    

                                              به هر حال آنها را ببخش !     

    

    

اگر موفق شوی،دوستانی متملق و دشمنانی سرسخت خواهی داشت،

 

                                                    به هر حال موفق باش !     

 

اگربه شادی وآرامش دست یابی،ممکن است به تو حسادت کنند،

 

                                                      به هر حال شاد باش !     

 

خوب می دانی که در آخرهمه چیز بین تو و خداست،

 

                              و به هر حال بین تو و دیگری نبوده است !     

 

+ نوشته شده در  85/08/06ساعت 22:12  توسط لیلا اخوان تویسرکانی  | 

امروز روز تولد من است. تقارن شروع فعالیت من در این وبلاگ با ششمین روز آبان حس عجیبی در من ایجاد کرده است . نیرو و انرژی که مرا به برقراری ارتباط اینترنتی با استادم و دانشجویان این رشته ترغیب  میکند.امیدوارم این روز برای من تولدی دوباره برای رسیدن به اهدافم باشد. شما هم مرا در این راه همراهی و یاری کنید.

 

+ نوشته شده در  85/08/06ساعت 8:40  توسط لیلا اخوان تویسرکانی  |